خرید بک لینک

بودنت از اول یه رویا بود برام

ولی خب هرچی بیشتر خواستم ب1م خانواده ات کشوندنش به کابوس...

منتظرت موندم بیای حرف بزتیم ولی خب اثری ازت نیست..

گفتم تا آخر امسال منتظرتم ولی خب هیچ اثری ازت نیست..من دی ماه بشه ۳۲ سالمه....

سنم داره میره توام نمیای شایدم ازدواج کردی من الکی منتظرم...وقتی چیزی نمیگی یعنی منا بازی دادی....تا الآن من دویدم دنبالت پشت سرت نگاه نکردی...

تو کافیه فقط حرف بزنی پشت سرتا نگاه کنی من میام ولی تو این کارم نمیکنی...

همه ی اینها میگه به من برو رد کارت مصطفی......بازی خوردی......ثابت کردن نمیخوام.......میخوام حرف بزنیم باهم ولی تو همینم انجام نمیدی....حرف زدن عادی نه بیشتر....

میدونی بهم ضربه زدی .......خوردم کردی........ ولی من هیچوقت باهات بد نشدم..

آخرین باری که خندم از ته دلم بوده یادم نیست...ولی اشگام یادمه...یادمه چطوری خورد شدم...چطوری کارم کشید به دارواای اعصاب...

یادمه یهو دورم خالی شد...تنها آدمی که میپرستمش غیب شد....یادمه کسی نبود از خانواده ات فوشم ندن....

من میتونم فراموش کنم از صفر شروع کنم .....ولی اینجا...۲ نفر آدمن.....دو طرف باید باهم پیش برن....

وگرنه مثل قبل میشه...مثل من و اومدنم و فوش خوردنم....

خنده واسه من نم کشیده.... طرف واسه عکسشم میخنده ولی من ....موقع عکس گرفتن لبخندی ندارم.... همیشه دلم گرقته...

چرا من باید همش اینجوری بآشم.....قولت یادت رفته......باور کن از 1 بدجوری خستم.....خیلی...

منتظرم زود آخر سال بیاد بفهمم چه خبر میشه....واسه بعد امسال فکر کردم...قراره جمع کنم برم واسه همیشه غیب بشم.... اونجوری که دوست دارم...قولممم بعد امسال میشکنم.....واسم مهم نیست...وقتی تو میتونی بزنی زیرش منم باید بتونم....

حداقل شب تولدم ۱ دی منتظرت هستم یلدا باهم جشن بگیریم.....من این همه سال خوشی نداشتم حداقل یه تماس بگیر آسمون زمین نمیاد مطمئن باش.....

برچسب: نویسنده: ماهان پورعلی تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 20:43

صفحه بندی